زمانا

رفیق!دلتنگ که شدی پیش من بیا...کمی غصه هست…باهم میخوریم…!

۵۰. کار ناکرده را کرده خود مدان.


۵۱. کار امروز را به فردا مینداز.


۵۲. با بزرگتر از خود مزاح مکن.


۵۳. با بزرگان سخن طولانی مگو.


۵۴. کاری مکن که جاهلان با تو جرأت گستاخی پیدا کنند.


۵۵. محتاجان را از مال خود محروم مگردان.


۵۶. دعوا و دشمنی گذشته را دوباره زنده مکن.


۵۷. کار خوب دیگران را کار خود نشان مده.


۵۸. مال و ثروت خود را به دوست و دشمن نشان مده.


۵۹. با خویشاوندان قطع خویشاوندی مکن.

موضوعات مرتبط: سخنان بزرگان

نوشته شده در ساعت 0:10 توسط زمانا|

نوشته شده در ساعت 23:37 توسط زمانا|

زمانا

 

و

و

و

و

و

 

زمانا

 

و

و

و

و

و

 

zamanaaa.blogfa.com

موضوعات مرتبط: نوشته های قابی

نوشته شده در ساعت 12:44 توسط زمانا|

 خواب دیدم قیامت شده است. هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ی ایرانیان.

خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟»

گفت: «می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.»

خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...»

نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند خود بهتر از هر نگهبانی لنگش کشیم و به تهِ چاله باز گردانیم!

موضوعات مرتبط: داستانهای کوتاه

نوشته شده در ساعت 0:4 توسط زمانا|

۴۰. با هر کس به اندازۀ درک او سخن بگو.

۴۱. به هنگام سخن متین و آرام باش.


۴۲. به کم گفتن و کم خوردن و کم خوابیدن خود را عادت بده.


۴۳. آنچه را که برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند.


۴۴. هر کاری را با آگاهی و استادی انجام بده.


۴۵. نا آموخته استادی مکن.


۴۶. با ضعیفان و کودکان سرّ خود را در میان نگذار.


۴۷. چشم به راه کمک و یاری دیگران مباش.


۴۸. از بدان انتظار مردانگی و نیکی نداشته باش.


۴۹. هیچ کاری را پیش از اندیشه و تدبر انجام مده.

موضوعات مرتبط: سخنان بزرگان

نوشته شده در ساعت 0:8 توسط زمانا|

جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت :

بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟

همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت :

آری من مسلمانم.

جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا ،

 

پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند ، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک احتیاج دارد .

پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد.

جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید :

آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟

افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند .

پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت :

چرا نگاه میکنید ، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود ...

 



موضوعات مرتبط: داستانهای کوتاه


برچسبها: حکایت
نوشته شده در ساعت 4:50 توسط زمانا|

گنجشک میخندید به اینکه چرا هرروز بی هیچ پولی برایش دانه میپاشم...
من میگریستم به اینکه حتی اوهم "محبت" مرا از سادگی ام
میپندارد...

*  * * * * * * * * * * * * * * * *

قصه عشقت را به بیگانگان نگو
چرا که این کلاغهای غریب بر کلاه حصیری مترسک نیز آشیانه می سازند

*  * * * * * * * * * * * * * * * *

بعضی از آدم‌ها

همیشه نمک‌دان‌ اند

مراقب زخم‌ هایتان باشید . . .
*  * * * * * * * * * * * * * * * *

موضوعات مرتبط: زماتا


برچسبها: زمانا
نوشته شده در ساعت 6:43 توسط زمانا|

پیامبراکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: 


کسى که بى دانش عبادت کند چون الاغ آسیاب است.

نهج الفصاحه

***********************************

پیامبر خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم : 


علم را ، با نوشتن در بند کشید .

کنز العمّال : ۲۹۳۳۲ 

*********************************** 


امام على علیه‏ السلام : 

 کِتابُ الرجُلِ عُنوانُ عَقلِهِ‏وبُرهانُ فَضلِهِ ؛ 

نوشته (و نامه) انسان ، نشانِ خِرد او و دلیل فضل اوست .

غرر الحکم : ۷۲۶۰ منتخب میزان الحکمة : ۴۸۲

 قَیِّدُوا العِلمَ بالکِتابِ؛
 
 المتعبّد بغیر فقه کالحمار فی الطّاحون؛
 

موضوعات مرتبط: احادیث


برچسبها: احادیث
نوشته شده در ساعت 12:46 توسط زمانا|

مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن

منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن

شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن

معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام

پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم

پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده

منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه

شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت

معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق

پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد

مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت...


برچسبها: داستانهای کوتاه
نوشته شده در ساعت 16:41 توسط زمانا|

۳۰. کمتر از درآمدی که داری خرج کن.


۳۱. در همۀ امور میانه رو باش.


۳۲. گذشت و جوانمردی را پیشه کن.


۳۳. هر چه که می توانی با مهمان مهربان باش.


۳۴. در مجالس و معابر چشم و زبان را از گناه باز دار.


۳۵. بهداشت و نظافت را هیچگاه فراموش مکن.


۳۶. هیچگاه دوستان و هم کیشان خود را ترک مکن.


۳۷. فرزندانت را دانش و دینداری بیاموز.


۳۸. سوارکاری و تیراندازی و ... را فراگیر.


۳۹. در هر کاری از دست و پای راست آغاز کن.

موضوعات مرتبط: سخنان بزرگان

نوشته شده در ساعت 1:2 توسط زمانا|

با خود فکر می کنم چگونه است که ما در این سر دنیا عرق می ریزیم و وضعمان این است !و آنها در آن سر دنیا عرق می خورند و وضعشان آن است نمی دانم اشکال در نوع عرق است یا در نوع ریختن و یا خوردن.

 دکتر علی شریعتی

 

zamanaaa.blogfa.com

 

لحظه هارامیگذراندیم تابه خوشبختی برسیم غافل ازاینکه خوشبختی درآن لحظه هابودکه گذراندیم.

دکتر علی شریعتی

 

zamanaaa.blogfa.com

 

دوست دارم در خیابان با کفشهایم راه بروم و به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم.

دکتر علی شریعتی

موضوعات مرتبط: سخنان بزرگان


برچسبها: سخنان بزرگان
نوشته شده در ساعت 4:18 توسط زمانا|

نیا باران،زمین جای قشنگی نیست...

من از اهل زمینم ،خوب میدانم

که گل در عقد زنبور است ،

ولی سودای بلبل دارد و

پروانه را هم دوست میدارد

موضوعات مرتبط: زماتا


برچسبها: زمانا
نوشته شده در ساعت 6:21 توسط زمانا|

در یک شرکت بزرگ ژاپنی که تولید وسایل آرایشی را برعهده داشت یک مورد به یاد ماندنی اتفاق افتاد

شکایتی از سوی یکی مشتریان به کمپانی رسید . او  اظهار داشته  بود  که  هنگام  خرید  یک بسته صابون  متوجه شده بود که  آن قوطی خالی است.

بلافاصله  با تاکید و پیگیریهای مدیریت ارشد  کارخانه  این مشکل  بررسی ،  و دستور صادر شد که خط بسته بندی اصلاح گردد و قسمت فنی  و مهندسی نیز تدابیر لازمه را جهت پیشگیری از تکرار چنین مسئله ای اتخاذ نماید  .  

مهندسین نیز دست به کار شده و راه حل پیشنهادی خود را چنین ارائه دادند:....  پایش ( مونیتورینگ )  خط بسته بندی با اشعه ایکس . بزودی سیستم مذکور خریداری شده و با تلاش شبانه روزی گروه مهندسین ،‌ دستگاه تولید اشعه ایکس و مانیتورهائی با رزولوشن بالا نصب شده  و خط مذبور تجهیز گردید.

سپس دو نفر اپراتور نیز جهت کنترل دائمی پشت آن دستگاهها به کار گمارده شدند  تا از عبور احتمالی قوطیهای خالی جلوگیری نمایند.  

نکته جالب توجه در این بود که درست همزمان با این ماجرا ،  مشکلی مشابه  نیز در یکی از کارگاههای کوچک تولیدی پیش آمده بود اما آنجا  یک کارمند معمولی و غیر متخصص آنرا به شیوه ای بسیار ساده تر و کم خرجتر حل کرد :  

تعبیه یک دستگاه پنکه در مسیر خط  بسته بندی تا قوطی خالی را باد ببرد !!! 

موضوعات مرتبط: داستانهای کوتاه


برچسبها: داستانهای کوتاه
نوشته شده در ساعت 1:39 توسط زمانا|

زندگی حکایت مرد یخ فروشی است . . .

که وقتی از او پرسیدند همه را

 فروختی؟گفت :

نفروختم،

تمام شد.

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن 

 

گاهي اوقات

 بايد بگذري. بگذاري و بروي.

وقتي مي ماني و تحمل ميكني ،

از خودت يك احمق مي سازي ..................

موضوعات مرتبط: زماتا


برچسبها: زمانا
نوشته شده در ساعت 0:58 توسط زمانا|

درد علی دو گونه است: دردی که از ضربه ی ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه شب های خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه کشانده…و به ناله درآورده است.ما تنها بر دردی می گرییم که از ابن ملجم در فرقش احساس می کند.
اما این درد علی نیست
دردی که چنان روح بزرگی را به ناله آورده است ،تنهایی است که ما آن را نمی شناسیم .باید این درد را بشناسیم نه آن درد را ، که علی درد شمشیر را احساس نمی کند.
و ….ما
درد علی را احساس نمی کنیم.

 

دکتر علی شریعتی

موضوعات مرتبط: سخنان بزرگان


برچسبها: نوشته های بزرگان
نوشته شده در ساعت 1:26 توسط زمانا|


۲۱. بر کوته فکران و ضعیف عنصران اعتماد مکن. 


۲۲. با عاقلان ایماندار مدام مشورت کن.


۲۳. سخن سنجیدۀ همراه با دلیل را بیان کن.


۲۴. روزهای جوانی را غنیمت بدان.


۲۵. هم مرد دنیا و هم مرد آخرت باش.


۲۶. یاران و آشنایان را احترام کن. 


۲۷. با دوست و دشمن، خوش اخلاق باش.


۲۸. وجود پدر و مادر را غنیمت بشمار.


۲۹. معلم و استاد را همچون پدر و مادر دوست بدار.

موضوعات مرتبط: سخنان بزرگان

نوشته شده در ساعت 0:59 توسط زمانا|

 
جهانگردی به دهکده ای رفت تا زاهد معروفی را زیارت کند و دید که زاهد در اتاقی ساده زندگی می کند. اتاق پر از کتاب بود و غیر از آن فقط میز و نیمکتی دیده می شد.
جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟

 

زاهد گفت: مال تو کجاست؟
جهانگرد گفت:من اینجا مسافرم.
زاهد گفت: من هم.

برچسبها: داستانهای کوتاه
نوشته شده در ساعت 20:36 توسط زمانا|

من از نسلی سوخته هستم


در تعارض افکارم گاهی گمم

گاهی دراوج تلخی ها میخندم

پشت لبخندم امابارانیست

من ازنسلی سوخته ام

نسلی که میچشدتمام

دردهارا به ناچاری

موضوعات مرتبط: زماتا

نوشته شده در ساعت 0:32 توسط زمانا|

زمانا

.

.

.

 

.

.

.

.

 

 

موضوعات مرتبط: نوشته های قابی

نوشته شده در ساعت 21:50 توسط زمانا|

مردم عوض شدن،
زمونه عوض شده،
میدونی؟ این روزها،
وقتی با یه نفر دست میدی،
بعدش باید انگشتات روهم بشماری و ببینی که هر ۵ تا رو پس گرفتی یا نه.


برچسبها: نوشته های زیبا
نوشته شده در ساعت 12:21 توسط زمانا|

به یاد داشته باش:
میزان انسانیت یک فرد
از نحوه برخورد او با دیگرانی که برای وی هیچ کاری نکرده اند، مشخص می شود . . .

 

 

برای جماعتی که گوشهایش را گرفته
فریاد تو
شبیه شِکلک در آوردن است . . .

 

 

قهــــــر که می کـــنـیـد
مـــراقــب فاصلــه ها باشــید
بعــضـــــــی هــــــــا
هــمــــین حــــــوالی
مـــنتظر جـــای خالی برای نشستن می گردند . . .

 

 

در باره ی ثروتمند شدن فکر کن:
وقت طلاست, سلامتی ثروت است و عشق,گنج...

موضوعات مرتبط: زماتا

نوشته شده در ساعت 0:44 توسط زمانا|

شخــــصیت هــــــر کس را با

تــــــــــــرازوی اخلاقــــش وزن کنید

 

 zamanaaa.blogfa.com

 

گاهی برای محبت کردن، لازم نیست .

“چیزی بدهی”….

کافی است ” گوش بدهی”…

موضوعات مرتبط: زماتا


برچسبها: زمانا
نوشته شده در ساعت 9:44 توسط زمانا|

امام علی به مالک اشتر:

ای مالک! اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی فردا به آن چشم نگاهش مکن شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی .

موضوعات مرتبط: احادیث

نوشته شده در ساعت 16:6 توسط زمانا|

۱۱. از طریق اسماء و صفات خداوند او را بخوبی بشناس.


۱۲. به آنچه دیگران را اندرز می دهی خود پیشتر عمل کن.


۱۳. سخن به اندازه بگو.


۱۴. حق دیگران را به خوبی ادا کن.


۱۵. راز و اسرارت را نزد خود نگاه دار.


۱۶. به هنگام سختی دوست را آزمایش کن.


۱۷. با سود و زیان دوست را امتحان کن.


۱۸. با بدان و جاهلان همنشینی مکن.


۱۹. با اندیشمندان و عالمان همراه باش

.
۲۰. در کسب و کار نیک جدّی باش.

موضوعات مرتبط: سخنان بزرگان

نوشته شده در ساعت 0:56 توسط زمانا|

عمری چكش برداشتم و بر سر میخی كه روی سنگ بود كوبیدم. اكنون می فهمم كه هم چكش خودم بودم، هم میخ و هم سنگ.
فرانتس كافكا


جایی كه اعتماد نیست، سخن بیهوده است.
فرانتس كافكا

 

در جدال با دنیا، یار دنیا باش.
 فرانتس كافكا

موضوعات مرتبط: سخنان بزرگان

نوشته شده در ساعت 0:27 توسط زمانا|

 

از خداوند چیزی برایت میخواهم که جز خدا در باور هیچکس نگنجد!

دکتر شریعتی.

در بیکرانه زندگی دو چیز افسونم کرد ، آبی آسمان که می بینم و میدانم نیست و خدایی که نمی بینم

و میدانم که هست..

( دکتر علی شریعتی )

روزگاریست که شیطان فریاد می زند: آدم پیدا کنید! سجده خواهم کرد.

( شریعتی )

در دردها دوست را خبر نکردن ، خود نوعی عشق ورزیدن است!

( دکتر شریعتی )

گاهی گمان نمیکنی ولی میشود ، گاهی نمی شود که نمی شود!  گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست! گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود!  گاهی گدای گدایی و بخت یار نیست! گاهی تمام شهر گدای تو می شود!!! 

< شریعتی >

ساعتها را بگذارید بخوابند! بیهوده زیستن را نیاز به شمردن نیست.

( دکتر علی شریعتی )


مشکلات انسانهای بزرگ را متعالی می سازد و انسانهای کوچک را متلاشی. ( شریعتی )

خدایا،به من توفیق تلاش در شکست،صبر در نومیدی،رفتن بی همراه، جهاد بی سلاح،کار بی پاداش،فداکاری در سکوت،دین بی دنیا،عظمت بی نام، خدمت بی نان،ایمان بی ریا،خوبی بی نمود،مناعت بی غرور،عشق بی هوس، تنهایی در انبوه جمعیت،و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند،روزی کن.

(دکتر علی شریعتی)

بغض بزرگترین نوع اعتراض در برابر آدم هاست اگر بشکنه دیگه اعتراض نیست التماسه.

 دکتر شریعتی.

موضوعات مرتبط: سخنان بزرگان

نوشته شده در ساعت 0:15 توسط زمانا|

فرق بزرگیست بین کسی که تنها مانده است 

وکسی که تنهایی راانتخاب کرده است (مارکز)

هرروزصبح در آفریقا آهویی از خواب بیدار میشود كه میداند باید از شیرتندتر بدود وگرنه طعمه او میشود و شیری كه میداند باید از آهو تندتر بدود وگرنه از گرسنگی خواهد مرد

.مهم نیست شیر باشی یا آهو.

مهم اینست كه با طلوع آفتاب با تمام توان شروع به دویدن كنی!

نلسون ماندلا

دکتر علی شریعتی:

همه بشرند اما فقط بعضی ها انسـان اند ...

 

نوشته شده در ساعت 14:50 توسط زمانا|

راهبی در نزدیکی معبد زندگی می کرد . در خانه روبرویش , یک روسپی اقامت داشت !
راهب که می دید مردان زیادی به آن خانه رفت و آمد دارند ,تصمیم گرفت با او صحبت کند . زن را سرزنش کرد : تو بسیار گناهکاری . روز وشب به خدا بی احترامی می کنی . چرا دست از این کار نمی کشی ؟ چرا کمی به زندگی بعد از مرگت فکر نمی کنی …؟!
زن به شدت از گفته های راهب شرمنده شد و از صمیم قلب به درگاه خدا دعا کرد و بخشش خواست و همچنین از خدا خواست که راه تازه ای برای امرار معاش به او نشان بدهد.اما راه دیگری برای امرار معاش پیدا نکرد ...
بعد از یک هفته گرسنگی , دوباره به روسپی گری پرداخت .اما هر بار که خود را به بیگانه ای تسلیم می کرد از درگاه خدا آمرزش می خواست ...
راهب که از بی تفاوتی زن نسبت به اندرز او خشمگین شده بود فکر کرد : از حالا تا روز مرگ این گناهکار , می شمرم که چند مرد وارد آن خانه شده اند !!!
و از آن روز کار دیگری نکرد جز این که زندگی آن روسپی را زیر نظر بگیرد , هر مردی که وارد خانه می شد , راهب ریگی بر ریگ های دیگر می گذاشت .مدتی گذشت ...
راهب دوباره روسپی را صدا زد و گفت : این کوه سنگ را می بینی ؟ هر کدام از این سنگها نماینده یکی از گناهان کبیره ای است که انجام داده ای , آن هم بعد از هشدار من . دوباره می گویم : مراقب اعمالت باش !
زن به لرزه افتاد , فهمید گناهانش چقدر انباشته شده است . به خانه برگشت , اشک پشیمانی ریخت و دعا کرد : پروردگارا, کی رحمت تو مرا از این زندگی مشقت بار آزاد می کند ؟
خداوند دعایش را پذیرفت . همان روز , فرشته ی مرگ ظاهر شد و جان او را گرفت . فرشته به دستور خدا , از خیابان عبور کرد و جان راهب را هم گرفت و با خود برد ...
روح روسپی , بی درنگ به بهشت رفت . اما شیاطین , روح راهب را به دوزخ بردند !
در راه , راهب دید که بر روسپی چه گذشته و شِکوه کرد : خدایا , این عدالت توست ؟ من که تمام زندگی ام را در فقر و اخلاص گذرانده ام , به دوزخ می روم و آن روسپی که فقط گناه کرده , به بهشت می رود ؟!
یکی از فرشته ها پاسخ داد : " تصمیمات خداوند همواره عادلانه است . تو فکر می کردی که عشق خدا فقط یعنی فضولی در رفتار دیگران . هنگامی که تو قلبت را سرشار از گناه فضولی می کردی , این زن روز وشب دعا می کرد . روح او , پس از گریستن , چنان سبک می شد که توانستیم او را تا بهشت بالا ببریم . اما آن ریگ ها چنان روح تو را سنگین کرده بودند که نتوانستیم تو را بالا ببریم !!!
"

موضوعات مرتبط: داستانهای کوتاه


برچسبها: داستانهای کوتاه
نوشته شده در ساعت 16:50 توسط زمانا|


۱. فرزندم هیچ کس و هیچ چیز را با خداوند شریک مکن. 


۲. با پدر و مادرت بهترین رفتار را داشته باش.


۳. بدان که هیچ چیز از خداوند پنهان نمی ماند.


۴. نماز را آنگونه که شایسته است بپادار.


۵. اندرز و نصیحت دیگران را فراموش مکن.


۶. از بدان انتظار مردانگی و نیکی نداشته باش. 


۷. از مردم روی مگردان و با آنها بی اعتنا مباش.


۸. با غرور و تکبر با دیگران رفتار مکن.


۹. در مقابل پیش آمدها شکیبا باش.


۱۰. بر سر دیگران فریاد مکش و آرام سخن بگو.

موضوعات مرتبط: سخنان بزرگان

نوشته شده در ساعت 13:56 توسط زمانا|

در یک روز زیبای بهاری به ییلاق رفته بودیم در آنجا مردی را دیدیم که آهسته با خرش به ما نزدیک می شد . هنگامی که مرد به ما رسید دیدیم خرش یک گوش ندارد . شگفت زده شدیم و به او گفتیم چرا خر شما یک گوش دارد ؟

مرد روستایی با قاطعیت گفت : خرم حرف گوش نمی کرد یک گوشش را بریدم تا آدم شود .

دهانمان از تعجب دقایقی باز مانده بود وقتی به خود آمدیم مرد خر سوار از ما دور شده بود . چه زیبا حکیم ارد بزرگ فرموده است : درنده خویی برخی از آدمیان ، بسیار ترسناکتر از جانوران است . 


برچسبها: داستانهای کوتاه
نوشته شده در ساعت 1:31 توسط زمانا|



      قالب ساز آنلاین